السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )
715
النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )
وحشتناك بود كه فاطمهء كوچك مادر نازنين خود را از دست داد ، خديجه ( س ) كه زمانى ثروتمندترين زن قريش بود ، تمام ثروت خود را در راه اعتلاى اسلام و كمك به مسلمانان درمانده به مصرف رسانيد و خود در اوج فقر و گرسنگى در شعب ابو طالب بيمار شد و بدرود حيات گفت . بار اندوه مرگ مادر ، در كنار مشاهدهء فداكاريهاى او ، به فاطمه ( س ) درس مقاومت و زندگى مىآموخت ، از همان دوران بود كه فاطمه تصميم گرفت در عين كوچكى جاى خالى مادر را در كنار پدر پر كند و نهايت سعى خود را در دفاع از پدر به عهده گرفت ، هر زمان كه مشركان قريش پيامبر ( ص ) را آزار مىدادند و در حين نماز خاكروبه و شكنبهء حيوانات را بر سر آن حضرت مىريختند ، فاطمه ( س ) با دستهاى كوچك خود آلودگيها را از سر و روى پدر پاك مىنمود و او را دلدارى مىداد ، تا آنجا كه او را ( امّ ابيها ) يعنى ( مادر پدرش ) ناميدند . سرانجام وقتى كه فاطمه ( س ) هشت ساله بود ، پيامبر ( ص ) تصميم به هجرت گرفت ، و شبانه مكّه را به مقصد مدينه ترك نمود ، در آن شب يار و ياور جدايى ناپذير پيامبر ( ص ) ، على ( ع ) خود را قربانى پيامبر نمود و حاضر شد در بستر پيامبر بيارامد تا كفّار متوجّه غيبت پيامبر نشوند ، بعد از آن على ( ع ) از جانب پيامبر ( ص ) مأموريت يافت تا فاطمه ( س ) و مادر خود فاطمه بنت اسد و فاطمه دختر زبير بن عبد المطلب را به مدينه هجرت دهد ، گروه مسّلحى از قريش به تعقيب ايشان پرداختند ، سرانجام نبردى سخت روى داد و امام على ( ع ) يك تنه همهء آنها را تار و مار ساخت و فواطم را به سلامت به مدينه انتقال داد . بعد از استقرار مسلمانان در مدينه آرامشى نسبى بر اوضاع مسلمين سايه انداخت ، انصار مدينه برادرانه مهاجران مكىّ را در خانههاى خود جاى داده و آنها را شريك و همدل خويش قرار دادند و پايمردانه در برابر حملات گاه و بيگاه مشركان ( جنگ بدر ، جنگ احد و . . . ) يك ديگر را مظاهرت و مساعدت مىكردند . خواستگارى فاطمه ( س ) : در اين دوران آرام آرام فاطمه ( س ) به دختر جوانى مبدّل گشت كه خواستگاران زيادى داشت ، چون همه مىدانستند پيامبر ( ص ) چقدر به اين دختر در دانهء خود علاقهمند است ، پس وصلت با او را افتخارى براى خويش محسوب مىكردند ، امّا